محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

428

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

يا بر زرق‌وبرق دربارشان بيفزايد . و آنچه به حساب نمىآمد مردم بود . وظيفهء مردم آن بود كه در برابر باژوساوى كه بر آنها مىبندند خاضع باشند و اين اموال كه از مردم اخذ مىشد همه مصارف معينى داشت : بخش عظيمى از آن صرف دربارهاى پرجلال و شكوه مىشد و بخشى براى قواى نظامى كه نگهبانان سلطنت بودند و سرانجام براى اجراى برنامه‌هاى سياسى و نظامى به مصرف مىرسيد . اين اقدامات نظامى هم از هجوم دولت نيمه‌ضعيفى بر همسايه و همكيش ضعيف او تجاوز نمىكرد . مىرفت تا آنچه در دست دارد از او بستاند . كمتر اتفاق مىافتاد كه هدفى بزرگ را تعقيب كنند يا بخواهند از اندلس در برابر دشمن اصلى و ديرپايش اسپانياى مسيحى دفاع نمايند . امراى طوايف بدترين رهبران دولتى اندلس بودند . در وطن‌دوستى ضعيف و در ديندارى نيز ضعيف بودند . همه درپى هواهاى نفسانى خويش بودند و در اين كشاكش نفسانى نه دين مىشناختند نه وطن . حتى سنن جوانمردى را نيز فراموش كرده بودند . به آن مىنازيدند كه آستان‌بوسان پادشاهان مسيحى هستند و در موقع ضرورت از آنان يارى مىطلبند ؛ آن هم نه براى يك قضيهء شرفتمندانه ، بلكه براى تصرف شهر يا دژى از آن برادر خود ، يا در بند كشيدن يكى از امراى همسايه . امراى طوايف در اين شيوه كه پيش گرفته بودند به نهايت فرومايگى رسيدند . كافى است قضيهء تسخير طليطله را به ياد آوريم كه پادشاه قشتاله به قصد آن لشكر آورد و محاصره‌اش كرد ، ولى هيچ‌يك از آنها جز يك تن - امير دلير بطليوس - از جاى نجنبيد . اينان همچنان مىنگريستند تا شهر اسلامى به دست مسيحيان افتاد ؛ زيرا جز رضاى خاطر پادشاه مسيحى و سلامت جان و مال و دولت خويش چيزى نمىشناختند . معاملهء پادشاه قشتاله با آنها در موارد متعدد چون معامله با زيردستان بود . اموالى گزاف به نام جزيه از ايشان مىگرفت و با رسولان و سفر ايشان چون خادمان خويش رفتار مىكرد و ابن بسام در الذخيره به اين رفتار قدرتمندانه و متكبرانهء آلفونسو با سفراى امراى طوايف آنگاه كه در برابر طليطله فرود آمده بود نيكو اشارت كرده است . « 1 » امراى طوايف در عوض در سياست داخلى خويش و در برابر ملتهايشان رفتارى طاغيانه داشتند . با قساوت عمل مىكردند و در سركوبشان درنگ روا نمىداشتند

--> ( 1 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت چهارم ، مجلد اول / ص 129 و 130 .